هنوز نفس میکشم پس زندم ، زندگی کنیم !!

خدایا ... تقدیر رو ما رقم میزنیم به دست تو !!

شاید یه قدم کوچیک واسه اون دنیام بشه این کار

سلام

این سایت محک هست

http://www.mahak-charity.org/main/iwanttohelpmahakrightnow

موسسه کمک به بیماران سرطانی کودکان . میشه به عنوان یه کار خیر به این کوچولو ها کمک کرد ...

 

یادشون به خیر

یاد زهرا کوچولو به خیر که اول دبستان بود و به خاطر اینکه کبدش درگیر شده بود هورمون های بیشتری ترشح شده بود و این خانم کوچولوی مهربون صحبت نمیکرد نه به خاطر اینکه بلد نبود نه ... کجا وایسادیم ؟!

به خاطر این که صداش بزرگونه شده بود حرف نمیزد

خدایا

یا اتنا

که قندش میرفت رو 600

کوچولو هر چی میخورد قند میشد ... دلش لک زده بود شیرینی بخوره

 

یا محمد علی بود به نظرم

دلم هواشونو کرده

امیدوارم فردا بتونم برم بهشون سر بزنم

خدایا

فردا زنده ام ؟!

 

هنوز خیلی کار عقب افتاده دارم که انجام ندادم . چقد ادم هست که باید حلالم کنن . چقد ادم که میخوام ببینمشون

بعضی وقتام میشینم با خودم میگم اگه بگی فردا یا الان باید بیام اونطرف امادگی دارم یا نه ؟!

 

همیشه هم به این نتیجه میرسم که نه

نه اینکه این طرف رو دوس داشته باشم

این طرف داره کار خودش رو انجام میده

و باید تا زمانی که هستیم کار خودمون رو انجام بدیم

 

زندگی صحنه یکتای هنرمندیه ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

 

خدایا

میدونم عزیزم . و شرمندتم . شرمندتم . گرفتم ماجرا رو

میتونی ببخشی !؟ خدایا . خدایا اینقد این داستای ریز و درشت رو خوندم درباره شما که میدونم نگفته در جریانی و میدونم هستی و از طرفیم اینقد برگی که از روت خجالت میکشم !! خدایا شرمندتم ، ببخش  ببخش ببخش خدایا پناه میبرم به تو ! پناهم بده  میدونم بدم . 

 

تو این دنیا اینقد گناه دارم که ندونم باید برای جبرانش چیکار کنم

اینقد گناه دارم که صبح و ظهر و شب دنبالمن

اینقد که شاید تمام تلاشمو کردم که ذره ای از بار گناهام کم بشه اما ....

 

چقد سخته این دنیا

چقد سخته

هه

ما که گند زدیم

دعا میکنم شماها درست انتخاب کنید و انجام بدید کارهاتونو

 

میترسم

خدایا

پناه بر تو

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 1:4  توسط لیلیپوت  | 

11385

سلام از سایت http://berooz4.blogfa.com/ برداشتم !!

حرفی ندارم!


نه برای گفتن و نه برای نگفتن و حتی

ناگفتن!!

نه تنها حرفی نیست اعتراضی هم

نیست...

همچنین خسته ام...

دلم دیگر چیزی نمیخواهد!

نه بودن میخواهد و نه نبودن...

دلم میخواهد سکوت کنم...

کمرنگ شوم...

یک چمدان خاطره بردارم و فقط بروم...

و کسی نگوید نیست!!

همین...

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 5:50  توسط لیلیپوت  | 

بالاخره باید گفت

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 0:42  توسط لیلیپوت  | 

11384

سلام

صبح به خیر

دو تا چیز هست که خیلی مهمه

یکی سلامتی دین

و دیگریش سلامتی بدن

که از هر دارایی ارزش بیشتری داره

سعی کنید این دو تا رو همیشه حفظ کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 4:28  توسط لیلیپوت  | 

11:33 همون شب

اره فکر کنم همه چیزو تو این دنیا امتحان کردم

همه گناهی کردم

همه اشتباهی کردم

و الان واقعا دیگه خستم

:D

ها ها

اینم از این

دیگه واقعا کشش ندارم

شدم عین خشت تحت فشار واقعا خوب جواب میده اما در برابر کشش هشچ مقاومتی نداره

دیییییییییییگه نه

دیگه نه

لطفا دیگه نه

خدایا

بسه

به بزرگی خودت

...

لطفا

دیگه

دوباره

نه

 

خدایا واقعا غلط کردم بی تعارف

ببخش خدا ... به بزرگی خودت ببخش

شرمندتم

هوم

اوکی دیگه شب به خیر !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 23:36  توسط لیلیپوت  | 

11:15 همون شب

اینم کاملش

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به ارزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطردود لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان

برای بنفشی بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تو را برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم

 

 

تو را به جای همه كسانی كه نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای همه روزگارانی كه نمی زیسته ام دوست می دارم

برای خاطر عطر گستره ی بی كران و برای خاطر عطر نان گرم

برای خاطر برفی كه آب می شود، برای خاطر نخستین گل

برای خاطر جانوران پاكی كه آدمی نمی رماندشان

تورا برای خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه زنانی كه دوست نمی دارم دوست می دارم.

 

جز تو، كه مرا منعكس تواند كرد؟ من خود خویشتن را بس اندك می بینم.

 

بی تو جز گستره یی بی كرانه نمی بینم

میان گذشته و امروز.

از جدار آینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم

می بایست تا زنده‌گی را لغت به لغت فرا گیرم

راست از آن گونه كه لغت به لغت از یادش می برند.

 

تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانه‌گی ات كه از آن من نیست

تو را به خاطر سلامت

به رغم همه آن چیزها كه به جز وهمی نیست دوست می دارم

برای خاطر این قلب جاودانی كه بازش نمی دارم

تو می پنداری كه شكی، حال آنكه به جز دلیل نیستی

تو همان آفتاب بزرگی كه در سر من بالا می رود

بدان هنگام كه از خویشتن در اطمینانم.

Perelachaise-Eluard-p1000383.jpg

 

اوژن-امیل-پل گرندل (پل الوار)

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 23:15  توسط لیلیپوت  | 

11:09 شب 6/3/93

سلام

این شعر یه بخشی از خاطرات هممون بوده یه زمانی

 

دلم هواشو کرد امشب که بخونم

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
براي برفي که اب مي شود دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت
لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم
براي پشت کردن به ارزوهاي محال
به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي
به خاطر گونه ي زرين افتاب گردان
براي بنفشيه بنفشه ها دوست مي دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم
تورا براي لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم
تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي اسمان دوست مي دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم
تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم.
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 23:9  توسط لیلیپوت  | 

10:45 night 6/3/93

سلام

خیلی دوستون دارم

من یه پسرم

با این حال

احساساتیم و دوستون دارم

شما ها

تنها کسانی هستید که تو این دنیا

دنبال این نبودید که کی هستم و چی دارم و ندارم و چیکار کردم و نکردم و ...

تنها کسایی بودین تو زندگیم که من و واسه خودم خواستین

چون یه اسم بود

نه یه شخصیت

از این ادما نیستم که بگم تو اینرنت یه شخصیت دارن و بیرون نمیتونن ارتباط برقرار کنن و از اینا

نه

بر عکس

خیلی اجتماعیم

اما با این حال

از بین اون همه ادم

شماها گلچین تو اونایید

عاشقتونم و دلم هواتونو کرده

هوای دیدنتون

هوای بوسیدن دستاتون

نمیتونید حسم و درک کنید

ممنون که بهم سر میزنید و حرفمو میخونید

ممنون که گاهی ازم خبر میگیرید و دنبالم میگردید

ممنون که خوبید

ممنونم

خدایا شکرت

به خاطر همه چیز

متشکرم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 22:48  توسط لیلیپوت  | 

بعضی وقتا دلم میگیره

سلام

خب

ادمیزاده دیگه

نمیشه که همیشه بخنده

البته الان دارم میخندمو اینا رو مینویسم

ادم باید در انتخاب دوست درست دقت کنه

بعضی وقتا

دوستا

جای دشمنا رو میگیرنو و

دست به کارایی میزنن که خب

کار درستی نیست

خب

نباید یه همچین کاری انجام بدن

اما خب

شیطون گولشون میزنه و میره تو جلدشون

انتقام میگیرن از چیزی که نبوده وحسودی میکنن

خب

اینم یه جورشه دیگه

ابروی ادما رو نبریم

حتی اگه واقعا بی ابرو باشن

ما نباید ابروی کسی رو ببریم

مگه نه

خدا با اون عظمتش پرده دری نمیکنه

حالا ما این وسط خودمونو نخود هر اشی میکنیم و به راحتی از ادما بد میگیم و ابروشونو میریزیم

به نظرتون کار درستیه

؟

این که ابرو و حرمت یه نفر رو جای دیگه

جلو کس دیگه

ای که حتی نمیشناسیم ببریم

کار خوبیه

کار جالبیه

خیر خواهانس

هیچکدوم نیس

فقط ابروی طرف رو بردیم

هه

خنده داره

و واقعا هم خنده داره

ببین

بعضیا

میگن خدایا

اره میدونم واقعا گناه کارم و بی ابرو پیش تو

اما سعی خودمو کردم که ابرومو جلو مردم حفظ کنم

و سپردم به تو

سعی کردم دیگه گناه نکنم که تو ام کمکم کنی

حالا این وسط یکی پیدا شده

دست گذاشته رو ابروم

پس خودت مشکل و حل کن

میسپارم دست تو

تو بزرگی

تو میتونی

میدونم

و بهت اعتماد دارم

به قدرتت

به هوشت

به بلد بودنت

پس

خدایا توکل بر خودت

سعیمو کردم خدا

اما خب

...

عذرخواهی

شاید تمام تلاشم نبود

شاید

اما خب تلاش خوبی بود

ممنونم

اوکی

که اینطور

جالبه اما

حالا باید چه کرد ؟

اما سپاس از اینکه ابرومو بردی

شاید چیزایی که خودم میخواستم بگم و نمیشد رو شما زحمت کشیدی گفتی

دستت درد نکنه

که خودتو واسم خراب کردی

ممنونم

خدایا شکر

عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد

خدایا

پناه بر تو


+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 11:15  توسط لیلیپوت  | 

عید مبارک

باز هفت سين سرور
ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد
باز ليلاي بهار
باز مجنوني بيد
باز هم رنگين کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سوداي ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
يا مقلب القلوب
يا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعيد
باز هم سال جديد
باز هم لاله عشق
خنده و بيم و اميد

عید شما مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 22:9  توسط لیلیپوت  | 

41292

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 19:58  توسط لیلیپوت  | 

221192

سلام چه چند روزی بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 6:36  توسط لیلیپوت  | 

131192

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 1:0  توسط لیلیپوت  | 

121192

سلام صبح به خیر

اول هفته ی خوبی رو واسه همه ارزو مندم

امیدوارم به رویاهاتون برسید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 7:47  توسط لیلیپوت  | 

111192

سلام دوست جونای خودم :D



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 1:36  توسط لیلیپوت  | 

10049

سلام

از بعضیا خیلی دلگیرم

خیلی که میگم یعنی خیلی

عصبانیم

بیرون خیلی ارومم و از تو دارم میترکم از دست خیلیا

از دست خودم

خدایا

...

الان این استانه ی تحمل رو خیلی بردم بالا که اینقد اروم نشستم دارم مینویسم

100 امتیاز مثبت بده حالشو ببریم

:D

عاشقتم خدا

من که نفهمیدم چیکار میکنی و چی به چیه

اما به اعتماد دارم

تو کارت درسته

هرکی این وسطا مارموز بازی در میاره و ددره بازه و کارش گیر داشته باشه ها

تو کارت درسته

عاشقتم

عذر خواهی

امیدوارم ببخشی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 0:21  توسط لیلیپوت  | 

10048

سلام

امروز هم روز جالبی بود



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 0:47  توسط لیلیپوت  | 

10047

به نام خدا

دیروز 26/10/92 بود و خب خاطراتش :D



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 13:42  توسط لیلیپوت  | 

10046

سلام .

خب خیلی وقت بود نیومده بودم

اخی امروز اومدم خاطرات امروزم رو بنویسم تا بمونه به یادگار



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1392ساعت 1:53  توسط لیلیپوت  | 

10045

به نام خداوند رحمت گر مهربان

...

و به زودی سپاسگذاران را پاداش میدهیم

...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1392ساعت 2:30  توسط لیلیپوت  | 

10044

سلام


به نام خداوند رحمت گر مهربان

... درباره رستاخیز از تو میپرسند که فرار سیدنش چه وقت است ؟

... اورا از چه چیز افریده است ؟

... آنگاه به مرگش رسانید و در قبرش نهاد

... پس انسان باید به خوراک خود بنگرد !!

... پس چون فریاد گوش خراش در رسد ...

...در آن روز چهره هایی درخشانند

... و در آن روز چهره هایی است که بر آنها غبار نشسته

... وقتی شتران ماده وانهاده شوند و انگاه که وحوش را همی گرد آرند

... و آنگاه که جانها به هم در پیوندند

... و آنگاه که بهشت را فراپیش آرند .

... سوگند به اختران گردان که از دیده نهان شوند

... پس به کجا میرویم ؟

... برای هر یک از شما که خواهد به راه راست رود

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1392ساعت 21:54  توسط لیلیپوت  | 

10043

سلام

بعضی وقتا به این فکر میکنم که خب چرا ؟!

و یا اینکه باید چیکار کرد !؟

من که دارم تلاشمو میکنم

پس چرا اون اتفاقی که میخوام بیفته نمی افته

سعیم میکنم کار اشتباه نکنم

اما بازم اتفاق خاصی نمی افته

خدایا واقعا چرا !؟

خب تو خودت میفهمی دلیل نمیشه منم درک کنم که !

خب به منم بگو

بدونم

بفهمم

حالا یه سوال کردم آخدا

نزنی پودرم کنی !!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 13:29  توسط لیلیپوت  | 

10042

سلام دوستان

تاسوعا و عاشورای حسینی رو تسلیت میگم .

عزاداری هاتون قبول

نظرتون ادا

منم دعا کنید

سپاس


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 1:18  توسط لیلیپوت  | 

دلم واستون تنگه !!!

سلام دوستای خوبم

دلم واسه همه تنگ شده

اومدم ازتون معذرت بخوام که نمیتونم زیاد سر بزنم

دوستون دارم


+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1392ساعت 3:40  توسط لیلیپوت  | 

10041

سلام دوستان

اگه جنگ بشه و دخترا برن جبهه

جبهه دخترا:
مریم اون دشمن رو تير بارون كن

- نه حيفه خوشكله دلم نمياد بكشمش ؛ نميخوام

سارا اون پسره رو بمبارون كن

- نه شبيه بی افمه نميتونم بكشمش

مهسا تفنگ ها رو پر كن

- باشه ؛ يه لحظه وايسا موهامو ببندم

نيلو خشاب ها رو بيار

- وای يه سوسک داره رو خشابا را ميره

شبنم اون پسره رو بكش

- وای نه نميتونم خون ببينم

سوسن هفتيرا رو پر كن

- اه ديدين چی شد ناخنم شكست

مهناز فردا باید بریم خط مقدم!

- واااای نه! چی بپوشم؟


فرستاده شده توسط دوست خوبم مرضیه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 12:25  توسط لیلیپوت  | 

مطالب قدیمی‌تر